|
نوآوری و شکوفایی
|
||
پیشرفت و تعالی طی یک فرایند مستمر ، توسط عوامل مختلف حاصل می گردد ، عواملی که هریک منتج به شرایطی می گردد که در سایه آن فرد یا اجتماع به رشد و تعالی دست یابد و در نهایت قله های پیشرفت و تعالی همه جانبه فتح گردد . شکی نیست که این قله فتح شدنی است . فقط همت و تلاش و یاری جستن از پروردگار و سایر شرایط را می طلبد ، تا این امر محقق گردد . همانطور که ریاست محترم جمهور ، دکتر احمدی نژاد در سخنانشان ایراد نمودند که : می شود و می توانیم .
و واقعا می شود و می توانیم . و دلیل آن پیشرفت های مختلف علمی ، صنعتی و پزشکی کشور عزیزمان ایران در سه دهه اخیر است که با وجود تحریم ها ، محاصره های اقتصادی و جنگ ، به آن دست یافته ایم . گرچه تا فتح قله ، مسیری بس طولانی و دشوار در پیش است ولی در سایه الطاف الهی و همت و غیرت جوانان برومند ایران اسلامی ، این قله فتح خواهد شد .
به امید آنروز
مقدمه:
واژهي نوآوري كلمهاي مركب از نو + آوري است و در فرهنگ معين واژهي <نو> به معناي تازه، جديد و از باب دستوري صفت1 و معادل واژهي innovation انگليسي است2 كه در اصطلاح عملياتي شدن و به مرحلهي اجرا درآمدن انديشههاي نو است، ضمن آن كه نوآوري و شكوفايي را مترادف دقت، توجه و تعميق بيشتر و تحول در همه زمينهها نيز دانستهاند. نوآوري پديدهاي است مطابق فطرت و طبيعت انساني و فطري بودن نوآوري و تغيير به اين معنا است كه اولا، تغيير و نوآوري در ذات و طبيعت انسان است و خودبهخود اين حقيقت همواره تحقق مييابد و ثانيا انسان به صورت فطري، نوآوري و شكوفايي را دوست دارد و به دنبال آن است. در واقع نوآوري و شكوفايي يكي از نيازهاي متعالي انسان است و فطرت انساني با نوآوري شكوفا ميگردد و گسترش مييابد و منجر به تعالي و تكامل انسان ميشود. بايد دقت كرد كه نوآوري زماني باعث شكوفايي ميگردد كه مطابق فطرت و برخاسته از آن باشد و قطعا نوآوري كه مطابق فطرت نباشد باعث آسيب رساندن و خاموش شدن آن ميگردد و بالتبع انسان را از تعالي بازميدارد كه در واقع اين همان بدعت است.
براساس سخن خداوند در قرآن كريم كه ميفرمايند: <فلن تجد لسنت الله تبديلا و لن تجد لسنت الله تحويلا3> سنتهاي الهي و فطري به هيچ وجه تغييرپذير نيستند و كساني كه به دنبال اين تغييرات و دگرگونيها هستند بدعتگزارند و مورد لعنت خداوند و چون با بدعتهاي خود در مقابل فطرت و سنت الهي قرار گرفته و خداوند را فراموش كردهاند زندگي خود را باختهاند <ضاع من كان له مقصد غيرالله4> و نوآوراني كه در پي تجديد سنتهاي الهي و فطري هستند و هدف خدايي دارند مشمول <تلك الدار الاخره نجعلها للذين لايريدون علوا في الارض و لافسادا و العاقبه للمتقين5> ميباشند.
پيامبران الهي اولين نوآوران تاريخ هستند كه در مقابل بدعتهاي بشر در روي زمين ايستادهاند و به عنوان مناديان يكتاپرستي و عدالتخواهي، در مقابل خرافهها قرار گرفتند.
اما نكته مهم اين است كه هر قوم و هر ملتي كه بخواهد ادامهي حيات دهد و به زندگي بهتر و برتر دست يابد، بايد خود دست به تغيير و نوآوري بزند، زيرا نوآوري هم لازمهي حيات است و هم لازمهي برتري.
از ديگر سو، ادبيات گرانقدر ما هم كه ملهم از تعاليم عاليهي اسلام و مبتني بر آيات گرانسنگ قرآن مبين و احاديث ائمه معصومين و مطابق با فطرت پاك انساني است كوشيده است در قالب ابيات منظوم و عبارات منثور، گاه به صورت آشكار و گاه به صورت مستتر، راهكارهايي را جهت زنده نگه داشتن روحيهي شكوفايي و نوآوري در همگان ارائه نمايد. در اين مقال گوتاه <راهكارهاي تحقق شكوفايي و نوآوري در قالب ابيات شاعران فارسيگوي> مورد بررسي قرار ميگيرد.
تلاش و كوشش مداوم
طبيعي است كه هر ملت براي نوآوري و شكوفايي نيازمند تلاش و كوشش است، زيرا رسيدن به قلههاي رفيع جهاني در سايه تلاش و همت همگاني ميسور است و پذيرفتني نيست كه ملت و جامعهاي بتوانند بدون سعي و تلاش به تكامل برسند. ادبيات ما نيز كه ملهم از تعاليم عاليهي اسلام است با اقتباس و يا تلميح از عبارت <ليس للانسان الا ما سعي6> قرآن كريم و حديث <فعليكم بالجد والاجتهاد7> (بر شما باد تلاش و كوشش) و سفارش مولاي متقيان خطاب به امام مجتبي(ع) كه ميفرمايند: <يابني فامسح في كدحك8> <اي فرزندم! نهايت تلاش و كوشش خود را به جاي آر> و با ابياتي همچون ابيات زير، همگان را به تلاش و كوشش با هدف دستيابي به مقاصد و اهداف والا فراميخواند:
جهد كنم تا به مقامي رسم
گام نهم پيش و به كاني رسم
<ديوان وحشي بافقي، ص 386>
بهرهوري از علم و دانش
قطعا جوامع در پناه علم و دانش معنا و مفهوم و جايگاه مييابند و علم و دانش جانمايهي تمدن و فرهنگ است و طبيعي است كه يك ملت زماني خواهد توانست به نوآوري و ابتكار دست بزند كه روحيهي علمآموزي در آن جامعه عالي و جايگاه علم و دانش در نزد همگان متعالي باشد. زيرا در سايهسار علم ميتوان، تواناييها و نيازمنديها را شناخت و به دانشآموختگان باور و اعتماد بخشيد و نيروي عزت و اقتدار و شعار <ما ميتوانيم> را در آنها نهادينه ساخت.
توجه به علم و نيروهاي خودي ميتواند باعث افزايش دستآوردها و پيشرفتها و شكوفايي جامعه گردد، زيرا علم و علمآموزي از بايستهها و لوازم نوآوري است.
دعوت به بهرهوري از علم و دانش موضوع ابيات زير شاعران است كه همان طور كه در بالا ذكر گرديد از وسايل و عناصر شكوفايي و نوآوري است.
علم از بهر چيست اي اوستاد
تا كه گيتي شود به علم آباد
علم بهر خيال بافي نيست
كار دانش بدين گزافي نيست
بايد از علم سود برخيزد
چون درختي كزوثمر خيزد
هر كه از علم بهرهور گردد
مايه راحت بشر گردد
<ديوان ملكالشعراي بهار، ص 475>
مقاله حاضر پاسخي است به اين پرسش كه عناصر اصلي در نوآوري و شكوفايي جوامع كدامند؟ و چه ارتباطي ميان فرهنگ و تمدن و ارزشهاي فرهنگي بانوآوري و شكوفايي وجود دارد؟ كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
بازسازي تمدن از وظايف دايمي جوامع بشري است. قرآن از بشر مي خواهد تا در آباداني زمين و بهره گيري از همه مواهب زميني تلاش كنند. آباداني به عنوان وظيفه شرعي و تكليف الهي براي انسان ها معرفي شده و به عنوان يكي از راهبردهاي اساسي در دستور كار آنها قرارگرفته است.
انسان به عنوان خليفه الهي در زمين مأموريت يافته تا زمين را مديريت كرده و با عناصر وجودي خويش، آن را به سوي هدف اصلي آفرينشش هدايت كند. عناصر وجودي كه در ذات انسان سرشته شده به گونه اي است كه مي تواند همه اهداف مورد نظر خداوند را برآورده سازد و برخلاف تحليل و پيش بيني ديگراني چون فرشتگان، از اين توان برخوردار مي باشد كه به عنوان ربوبيت طولي عمل كرده و هر موجود و عنصر زميني را به درست ترين شكل بهره برداري كنند و به كمال شايسته و بايسته خود برساند.
اين مأموريت راهبردي بشر به شكل فرهنگ و تمدن بروز و ظهور مي يابد. آن چه را كه ما در اصطلاح زباني خود از آن به فرهنگ و تمدن ياد مي كنيم در حقيقت همان مأموريت بشري است. تمدن شكل تجسمي همان فرهنگ متعالي است كه بشر در زمان دست يابي به شكوفايي و رشد به دست مي آورد و به صورت عناصر عيني و تجسمي آشكار مي سازد. از اين جوامع با فرهنگ، داراي تمدن هاي پيشرفته و متعالي هستند كه نمود عيني آباداني زمين مي باشد
نوآوري به معناي ايجاد چيزهاي نوين براي پاسخ گويي به نيازهاي جديد و يا قديمي در شكل نو و ابتكاري است. نوآوري زماني مي تواند مفهوم و معناي درستي يابد كه ارتباط صحيح و كاملي ميان نوآوري ها و اهداف و راهبردهاي هر جامعه و يا شخص وجود داشته باشد. به اين معنا كه هر نوآوري نمي تواند مفيد و سازنده باشد بلكه حتي اگر در راستاي اهداف اصلي و راهبردي نباشد مي تواند بسيار زيانبار و خطرناك باشد. از اين رو گفته اند مطلق نوآوري، امري مفيد و سازنده نيست.
اين در حالي است كه مطلق شكوفايي، امري پسنديده ومفيد ارزيابي مي شود؛ زيرا شكوفايي به معناي آزادسازي و بهره گيري از همه سرمايه ها و نيروها و توان هاي فردي و يا جمعي است. اگر به گياهان توجه شود به خوبي اين معنا درك مي شود كه آنها از توان و نيرويي كه ذخيره ساخته اند به خوبي بهره مي گيرند و به شكل غنچه هاي زيبا آن را شكوفا ساخته و در نهايت گل ها و ميوه هاي زيبا و مفيدي را به هستي و جهان ارايه مي دهند. بنابراين مي توان گفت كه ارتباط تنگاتنگي ميان سرمايه هاي فرهنگي و تمدني و شكوفايي وجود دارد. اين بدان معنا خواهد بود كه شخص و يا جامعه اگر بخواهد معناي شكوفايي را در خود و جامعه بروز و ظهور دهد مي بايست از عناصر و سرمايه هاي وجودي خود بهره گيرد. اين گونه است كه هرگونه گسست فرهنگي و تمدني مي تواند بسيار آسيب زا باشد و جلوي شكوفايي را بگيرد. عناصر فرهنگي و تمدني هر ملتي سرمايه هاي آن ملت است كه با استفاده از آن مي تواند در مسير تعالي و تكامل گام بردارد. هرگاه ملت و جامعه اي به خوبي و درستي از سرمايه هاي اندوخته در طول تاريخ خويش بهره گيرد به سادگي مي تواند بسياري از پرسش ها و نيازهاي خود را پاسخي در خور دهد.
از اين جاست كه نقش سازنده ارزش ها و اصول در بازسازي فرهنگي و تمدني آشكار مي شود. به اين معنا كه هر جامعه و ملتي براي دست يابي به اهدافي كلان گرد آمده و بر اساس اصول ارزشي خاصي شكل يافته اند، اين اصول ارزشي هستند كه ملت را در كنار هم قرارداده و انگيزه اصلي همدلي و همگرايي و همسويي مردم شده است. بنابراين عناصر فرهنگي در حقيقت به معناي عناصر رواني و روحي هر جامعه است و بي آن جامعه و ملت همانند جسدي مي شود كه روح از آن بيرون رفته است. عناصر فرهنگي و اصول هاي ارزشي هر جامعه اي در حقيقت روح و جان كالبد ملت و تمدن هاي ملي و يا فراملي است. عناصر فرهنگي و اصول ارزشي است كه به سازه هاي بشري معنا و مفهوم مي دهد. هر ابزار و سازه تمدني چون تلويزيون و يا راديو و رايانه، زماني معنا و مفهوم مي يابد كه عناصر فرهنگي و بهره گيري از آن شناسايي شده و به درستي به كار گرفته شود؛ وگرنه چيزي بي ارزش و بي معنا خواهد بود.
كشور ايران پس از انقلاب اسلامي، فصلي نوين از حيات و جوشش خود را آغاز نموده است. بديهي است براي عملي شدن و استمرار آرمانهاي انقلاب و تحقق اهداف آن لزوما نيازمند ظرفيت علمي توانا، آن هم متناسب با اهداف و آرمانهاي خود هستيم. ناگفته نماند كه در صورت كمتوجهي به اين مسئله از هر دو بعد داخلي و خارجي با محدوديتها و فشارهايي روبهرو خواهيم شد و در آنصورت، آرمان دستيابي به تمدن اسلامي و پيشتازي در تمدنسازي مبتني بر فرهنگ اسلام، آرماني دستنايافتني و شعاري بيپشتوانه خواهد گرديد. اين امر افزون بر آنكه سبب تحقق نيافتن مهمترين هدف انقلاب (يا دستكم يكي از اهداف مهم) ميشود، باعث كم شدن اعتماد مردم به نظام اسلامي و نااميدي آنها از دستيابي به جامعهاي سالم نيز خواهد شد.
به همين روي، جامعه و فرهنگي كه قدرت پاسداري از خود را نداشته، از سويي نتواند مبتني بر فرهنگ بومي خود به توليد نرمافزار متناسب براي اداره جامعه بپردازد، قهرا منزوي شده و بلكه فراتر از آن، توانايياش نيز در اختيار اهداف جهانيسازان قرار خواهد گرفت.
انقلاب اسلامي ايران مدعي ايجاد عدالت در ساحت هاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، نظامي و... آن هم در مقياس بين المللي است لازمه اين ادعا ارائه طرح و برنامه سازوكار علمي و عملي كارآمد و ضرورت جنبش نرم افزاري جهت غلبه در درگيري اسلام و تمدن غرب است. اگر انقلاب اسلامي ايران نتواند رابطه بين مفاهيم كاربردي و دين را برقرار نمايد دين در عينيت به ناكارآمدي متهم مي گردد.
جنبش نرم افزاري و نهضت توليد علم از جمله موضوعاتي است كه در سالهاي اخير بطور جدي مورد كنكاش و پژوهش مجامع علمي، دانشگاهي و نخبگان كشور قرارگرفته است. امروز بسياري از انديشمندان، استمرار حيات تمدن اسلامي را منوط به تحقق جنبش نرم افزاري و بهره گيري از روش هاي علمي جهت تبيين " مفهوم شناسي "، "روش شناسي" و " فراگير سازي " آن مي دانند.
آنچه كه ضروري به نظر مي رسد ارائه يك تعريف روشن به دور از هرگونه جمود، تحجر، خود باختگي و تقليد از جنبش و يافتن نسبت آن با تعاريف و مفاهيمي همانند علم و نظريه پردازي است. با تعريف، تبيين و پرداختن به چرائي مسئله و تعيين نوع بحرانهايي كه براي آينده تمدن اسلامي متصور است، مي توان زمينه هاي يك جنبش همه جانبه در سطوح جامعه علمي را شناسايي و در جهت برطرف نمودن موانع آن قدم برداشت، تا نخبگان جامعه در فضايي مناسب و آزادانه در نهايت مكارم اخلاق، به گفتگوي منطقي، مناظره، نظريه پردازي و نهايتا تمدن سازي بپردازند.
پيام امسال مقام معظم رهبري و تاكيد بر امر مهم نوآوري و شكوفايي را مي توان در اين راستا ارزيابي نمود. تاكيد مقام معظم رهبري بر نوآوري و شكوفايي را مي توان متاثر از نگاه آسيب شناسانه مقام معظم رهبري نسبت به مسائل جامعه دانست.
رهبري به وضعيت جاري نگاه نقد گونه دارند و نام گذاري امسال به نام سال «نوآوري و شكوفايي» را مي توان حاكي از آن دانست كه با شعارهاي كليشه ايي نمي توان شعارها و اهداف اوليه انقلاب اسلامي را به سرانجام رساند و تنها با تغيير و نوآوري مي توان انقلاب اسلامي را به سرانجام مطلوب رسانده و تثبيت نمود.
اين پيام نشان دهنده اين است كه با مطرح كردن استراژي نوآوري وخلاقيت، زمان آن رسيده كه جامعه ايراني با جسارت، ارزشهاي جديدي در پرتو انقلاب اسلامي به ارمغان بياورد.
ضرورت تحقق نوآوري را مي توان تداوم ايده نهضت نرم افزاري و توليد علم دانست.
رهبر معظم انقلاب در حالي سال۸۷ را سال نوآوري و شكوفايي مي نامند كه غرب قصد دارد با تحريم هاي گوناگون بر ملت ايران فشار بياورد و سياست تغيير رفتار را در مورد ايران اجرا كند. رهبر معظم انقلاب با نامگذاري اين سال نشان دادند كه ملت ايران حتي ذره اي هم از آرمان هاي خود به عقب نمي نشيند و با اراده اي پولادين در مقابل آنها خواهد ايستاد و با تكيه بر استقلال و خود باوري به سمت آفاق علم حركت خواهد كرد. با اين همه بايد ديد كه تاكنون در عرصه نوآوري و شكوفايي چه راهي را پيموده ايم و بايد به كجا برويم
رهبر معظم انقلاب در پيام نوروزي خود فرمودند: «انقلاب اسلامي خود يك نوآوري بود.» بله در دنيايي كه ملت ها يا سلطه گر بودند يا سلطه پذير ملت ايران به رهبري امام خميني(ره) ثابت كردند كه مردم مسلمان ايران سلطه ناپذير است. در ميان شيوه هاي حكومتي بلوك شرق و غرب كه يا دين را نفي كرده بودند يا آن را از عرصه اجتماع رانده بودند، امام خميني(ره) نظام مترقي جمهوري اسلامي را به عنوان شيوه حاكميت الله به جهانيان معرفي كرد و اين شيوه تا به امروز ايران را با آن همه هجمه و توطئه به يكي از با ثبات ترين كشورهاي دنيا مبدل ساخته است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ،۵۷ جنگي نابرابر و ظالمانه به ايران تحميل شد كه پيروزي در آن جنگ و مقابله با كشوري كه پشتيباني ۳۶ كشور دنيا از جمله آمريكا به عنوان يك ابرقدرت را داشت به طور طبيعي تقريباً غير ممكن بود اما ملت ايران در اين نبرد ناعادلانه پيروز شد كه اين خود يك نوآوري بود. پس از پايان جنگي كه ما را ۹۰ سال عقب انداخته بود توانستيم علي رغم مشكلات فراوان ايران عزيز را آباد كنيم و با شتاب فراوان در زمينه هاي مختلف پيشرفت كنيم و توانستيم توازن قدرت را در دنيا بر هم زنيم.
امروز پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي به همت جوانان ايران زمين توانستيم در زمينه انرژي هسته اي به خودكفايي برسيم و در آينده اي نزديك با توليد سوخت هسته اي هژموني ايران در منطقه غالب خواهد شد.
نوآوري و شكوفايي اولين باري نيست كه مطرح مي شود، با نگاهي به سخنان امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري خواهيم ديد كه چنين تفكري همواره وجود داشته و مختص سالي خاص نيست. نام گذاري سال نوآوري و شكوفايي نشان دهنده باز شدن افق وسيعي در مقابل مردم ايران است.
تاكنون ما در زمينه هاي علمي و تكنولوژي توانسته ايم پيشرفت هاي چشمگيري داشته باشيم و بايد در حوزه هاي Hi Teck وارد شويم. اما در حوزه هاي علوم انساني ضعف هايي محسوس است، در حوزه شيوه هاي اقتصادي، فرايند تحزب در حكومت اسلامي و نقش آن در حاكميت، توسعه فرهنگي. ديگر ما نمي توانيم از تئوري هاي بيگانه كه مبناي آنها با مباني ما متفاوت است، استفاده كنيم. هيچ گاه تئوري هاي غربي و شرقي نمي تواند هدف يك جامعه اسلامي را برآورده سازد بلكه خودمان بايد به سمت توليد اين تئوري ها حركت كنيم.
اگر حوزه بحث را به مقياس وسيع تري ببريم موج اسلام خواهي را در دنيا به وضوح خواهيم ديد كه اين ناشي از تبلور انديشه انقلاب اسلامي در عصر امام خميني(ره) است. آيا ما براي مديريت اين عطش بشر برنامه اي داريم اگر آرمان و هدف ما جامعه مهدوي (عج) است چگونه ممكن است تفكر و انديشه خود را به مرزهاي جغرافيايي محدود كنيم
وحدت حوزه و دانشگاه در اين ميان نقشي اساسي ايفا مي كند تا بتواند علوم انساني را بر پايه مباني اسلام و قرآن، كه سعادت بشر در آن است، توليد كند. وحدتي به تمام معني كلمه يعني يكي شدن حوزه هاي علميه و دانشگاه ها. پس سال نوآوري و شكوفايي بايد سال آغاز يك انقلاب
فرهنگي-علمي براي توليد نرم افزارهاي تمدن اسلامي باشد.
اما متاسفانه امروز بعد از گذشت حدود ۷۰ روز از آغاز سال در اکثر موارد شاهد بودیم سازمان ها تنها با نصب پلاکاردها و... به استقبال "نوآوری و شکوفایی" رفته اند و این مایه تاسف بسیاری است.
به هر حال تنها می توان امیدوار بود که مسئولان در آینده نوآوری هایی داشته باشند
و البته خودمان هم تا می توانیم در این امر اهتمام بورزیم.






.jpg)


| همیشه نوآوری به شکوفایی منجر می شود و این یک اصل در نظریه های توسعه است در این تئوری یک کشور برای اینکه بتواند مسیرهای توسعه را طی کند، باید بسیاری از شیوه های تولید و مدیریتی خود را که هیچ تاثیری در رشد کشور ندارد تغییر داده و با شرایط جهانی تطبیق دهد در این صورت است که می تواند با تحول در مسیر راهبردی خود به افزایش تولید و بهروری دست یافته و شکوفا شود. | ||||||
در طبیعت پاییز، زمستان بدنبال خود همشه بهار سرسبز و تابستان را بدنبال دارد و بهار همچون رشد و تابستان به توسعه تشبیه شده است که غنچه های بهاری همیشه در تابستان به میوه های شیرین تبدیل خواهند شد. همان رسالتی که طبیعت در دستور کار کارستان خویش دارد و هر ساله در بهار شاهد عظمت این رویش هستیم . نو آوری پیامد بیداری از خواب سنگین زمستانی است . باید بیدار شد تا نو و شکوفا شد . باید خرقه کهنگی را جسورانه انداخت و جامه نو را شجاعانه بر تن کرد. در حال حاضر در مقطعی از تاریخ انقلابمان قرار گرفتهایم که پس از 30 سال تجربه و فراز و نشیبهای گوناگون در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله شکوفایی هستیم. برای رسیدن به این هدف عالی و ورود به مرحله شکوفایی حرکتهای عادی و تکرار حرکتهای گذشته پاسخگو نیست. هر ملتی که میخواهد در عرصه نوآوری و شکوفایی وارد شود و وظیفه خود را به عنوان بخشی از جامعه بشری انجام دهد و راههای بهرهمندی خود را از زندگی مطلوبترفراهم کند، چارهای جز تلاش و تولید اندیشه و فکر ندارد. تولید دانش و تکیه بر پژوهش و استفاده از خلاقیتها، مبنای نوآوری در اقتصاد و نظام اجتماعی و شکوفایی استعدادهای ملی و فراملی است. نامگذاری امسال بعنوان سال نوآوری و شکوفایی نشان می دهد که دیگر فصل پاییز و زمستان کشورمان به اتمام رسیده است و دیگر باید بیدار شد و با تلاش ، برنامه ریزی و تدبیر شیوه های درست و بروز شکوفا شد. در این راه بسیاری از مدیران کشوری باید در شیوه های سنتی خود در اداره امور تجدید نظر و ادبیات رایج در نظام برنامهریزی و مدیریت و فضای افکار عمومی را دگرگون کرده و سعی کنند از روش های جدید و نو در حوزه های خود استفاده کنند و این برنامهریزی باید به گونهای باشد که علاوه بر افزایش کارآیی دستگاه های اجرایی ، زمینه حرکت کشور به سوی شکوفایی و نوآوری را فراهم کند. نوآوری و شکوفایی برای سال جدید، توأم با تعیین شفاف دو هدف راهبردی نظام در دهه چهارم؛ یعنی میل به پیشرفت و عدالت، مستلزم تحول در روشها و الگوهای برنامهریزی، مدیریت و نظام اجرایی است. باید گفت سال" نوآوری و شکوفایی" نامگذاری شده، نوید بخش توسعه هرچه بیشتر کشور در عرصههای گوناگون است و اگر نوآوری و شکوفایی به عنوان استراتژی نظام، تبدیل به فرهنگ شود، یقینا تاثیرگذار خواهد بود. | ||||||
|
با توجه به اهميت خلاقيت در دانشآموزان و تاثيرپذيري خلاقيت فرد از محيط و اينكه معلم مهمترين عامل مؤثر در محيط مدرسه به شمار ميرود، در اين پژوهش رابطه بين خلاقيت معلم و خلاقيت دانشآموزان مورد تحقيق قرار گرفته است، به اين صورت كه ارتباط خلاقيت معلمان با خلاقيت دانشآموزان از طريق مقايسه خلاقيت و عوامل تشكيلدهنده آن از ديدگاه تورنس در دو گروه دانشآموزان داراي معلم خلاق و دانشآموزان داراي معلم غيرخلاق انجام گرفت.
در اين تحقيق ابتدا دو گروه معلم خلاق و غيرخلاق شناسايي شدند. سپس آزمون تفكر خلاق تورنس فرم B بر روي دانشآموزان آنها اجرا شد. جامعه آماري بررسي حاضر شامل 100 نفر در پايه چهارم و 100 نفر در پايه پنجم هستند كه نيمي از آنها داراي معلمان خلاق و نيمي ديگر داراي معلمان غيرخلاق ميباشند. از مهمترين نتايج تحقيق حاضر اين است كه هم در پايه چهارم و هم در پايه پنجم دانشآموزاني كه داراي معلمان خلاق بودند نسبت به دانشآموزاني كه داراي معلمان غيرخلاق بودند، ميانگين بالاتري در آزمون خلاقيت داشتند. اين تفاوت در هر دو پايه معنادار است، ولي در پايه چهارم اين تفاوت بيشتر مشهود است. در اين تحقيق عوامل تشكيلدهنده خلاقيت نيز در دو گروه مقايسه شده است و نتايج آن نشان ميدهد كه در چهار عامل سياسي، اصالت، بسط و انعطافپذيري، دانشآموزان كلاس چهارم داراي معلم خلاق از دانشآموزان داراي معلم غيرخلاق ميانگين بيشتري داشتند ولي در كلاس پنجم تفاوت اين عوامل بين دو گروه دانشآموز فقط در عامل بسط، معنادار ميباشد پژوهشگر درخصوص تفاوت اين عوامل در كلاس پنجم و تفاوت كمتر بين نمره كلي خلاقيت در دو گروه در كلاس پنجم معتقد است: يكي از دلايل احتمالي براي موارد ذكر شده ميتواند تاكيد معلمان كلاس پنجم بر يادگيري و حفظ عين مطالب كتاب باشد. به اين دليل كه در كلاس پنجم سئوالات را خود معلم طرح نميكند و بنابراين معلمان براي اينكه دانشآموزان آنان بتوانند در امتحانات به اصطلاح نهايي موفق شوند كمتر اجازه نوشتن مطالب غيركتابي به آنها ميدهند. پژوهشگر ميگويد: وقتي معلم بر حفظ مطالب تاكيد زيادي داشته باشد تفكر خلاق اجازه ظهور نمييابد. تحقيقات تورنس نيز اين حقيقت را مورد تاييد قرار داده است كه با توسعه دانش و قدرت قضاوت، قدرت تصور به محدودشدن گرايش مييابد. طبق گفته ريبوت قدرت تصور سريع تر از قدرت استدلال رشد ميكند، بنابراين وقتي استدلال، سير صعودي طي ميكند، تصور به زوال ميگرايد. يكي از دلايل اينكه هرچه بيشتر رشد ميكنيم خلاقيتمان كمتر ميشود آن است كه قرباني عادات ميشويم. در نتيجه تحصيلات و تجارب، عوامل بازدارندهاي در ما ايجاد ميشود كه طرز فكر ما را به سوي جمود ميكشاند و اين عوامل در هنگام برخورد خلاق با مسائل مانع ايجاد ميكند. تورنس علت تغيير ظرفيت بالقوه خلاقيت را در نتيجه سن چنين توضيح ميدهد. معنيدارترين مقطع سني، كلاس چهارم دبستان و تقريبا در نه سالگي است و سپس در اواخر نوجواني اين رشد و تحول خلاق را بيشتر ميتوان به چشم ديد. به عقيده تورنس، رشد و تحول خلاق با يك ميزان واحد و متحدالشكل رخ نميدهد. يكي ديگر از دلايل احتمالي تفاوت بين كلاس چهارم و پنجم از نظر محقق اين است كه دانشآموزان پايه چهارم هنوز ويژگي كودكان دبستاني را به طور كامل دارا هستند. در اين سنين كودكان ميخواهند از دستورات تبعيت كنند، بدين ترتيب معلم به عنوان يك بزرگسال مؤثر در زندگي كودك، الگوي كودك يا دانشآموز قرار ميگيرد و دانشآموز با وي همانندسازي ميكند ولي در كلاس پنجم دانشآموزان بيشتر تمايل به همرنگي با همسالان دارند و الگوسازي با همسالان بيشتر است. بنابراين دانشآموزان كلاس پنجم كمتر نظر مخالفي را با بقيه افراد كلاس بيان ميكنند. از طرف ديگر خانوادهها هم به دليل وجود امتحانات نهايي در پايه پنجم بر مطالعه و حفظ مطالب تاكيد بيشتري دارند و شرايط بروز خلاقيت و استفاده از آن را كمتر براي بچهها ايجاد ميكنند. يكي از نهادهاي مهم و مؤثر در شكلگيري جامعه سالم آموزش و پرورش است كه داراي اهميت بسزايي ميباشد. عوامل بسياري نيز در پرورش و تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان مؤثرند لذا شناسايي اين عوامل در جهت هرچه بهتر شدن اين امر مهم، از وظايف مهم آن نهاد و همچنين دانشپژوهان و محققان است. ايجاد محيطي سالم و آرام و به كار گماردن مربيان دلسوز و مهربان و كارآ كه از نحوه برخورد و به كارگيري روشهاي تدريس نوين مطلع باشند از اموري هستند كه بايدآموزش و پرورش بدان توجه بسياري كند. با توجه به اينكه نحوه، چگونگي و ميزان خلاقيت در دانشآموزان در عصر حاضر از اهميت بالايي برخوردار است و از طرفي آنان بيشترين ساعات روز را در محيط مدرسه سپري ميكنند و با معلمان در ارتباطند بيشك محيطي سالم در سلامت فكر و روان و جسم آنان بيتأثير نيست. اهداف پژوهش ابتدا شناخت و تأثير جو مدرسه بر ميزان خلاقيت دانشآموزان و سپس شناسايي جو موجود در مدارس است. جامعه آماري اين تحقيق شامل 394 دانشآموز و 330 دبير است كه يافتههاي اين تحقيق از طريق دو نوع پرسشنامه يعني پرسشنامه جوسازماني هاپسين كرافت و با اندكي تغيير جهت سنجش جو سازماني مدارس به وسيله دبيران تكميل شده است و پرسشنامه خلاقيت تورنس، جهت سنجش ميزان خلاقيت دانشآموزان كه توسط دانشآموزان تكميل گشته، جمعآوري شده است. مهمترين نتايج حاصل از پژوهش حاضر آن است كه مدارس داراي جو باز، از ميزان خلاقيت بالاتري برخوردارند و رابطه مثبتي بين جو باز مدارس و ميزان خلاقيت دانشآموزان مشاهده شده است. در اين پژوهش اكثريت گروه نمونه، داراي مدرك ليسانس و اكثريت دانشآموزان در پايه دوم تحصيلي مشغول به تحصيل و داراي پدراني با شغل دولتي و مادراني خانهدار هستند. محقق بر اساس بررسيها به اين نتيجه رسيده است كه بين جو مدرسه و ميزان خلاقيت دانشآموزان رابطه وجود دارد. بين جو باز و ميزان خلاقيت دانشآموزان نيز رابطه مثبت وجود دارد، اما بين جو بسته و ميزان خلاقيت دانشآموزان رابطه منفي است. پژوهشگر معتقد است: حدود 56 درصد رشد خلاقيت دانشآموزان متأثر از جو سازماني مدارس است. بهمنظور دستيابي به يك جو مطلوب و سالم در سازمان بايد به تأثير متقابل عوامل فردي (خصوصيات، هدفهاي فردي و نيازها) و عوامل سازماني (اهداف، روابط و عوامل انگيزشي) توجه داشت. مديران با ايجاد جو دوستانه و صميمي و همراه با تفاهم و همكاري ميتوانند علاوه بر اينكه در دارايي و اثربخشي و بهرهوري كاركنان تأثير بسزايي داشته باشند، در ميزان رشد خلاقيت دانشآموزان نيز مؤثر واقع شوند. آموزش و تعليم در جوباز باعث ميشود دانشآموزان به راحتي مطالب را فراگيرند. اينگونه مدارس ياري گرفتن از افراد متخصص در برنامهريزيها و تصميمگيريها را امري ضروري ميدانند و از آن استقبال ميكنند. مدارس داراي جو باز به علت مشاركت و همكاري صميمانه اعضاي مدرسه و حاكم بودن جو دموكراسي بر آن، نحوه روابط بين اعضا مدرسه را بهگونهاي مي سازد كه منجر به تأمين بسياري از عوامل مؤثر در خلاقيت ميشود. محقق ميگويد: هرچه محيط آموزشي داراي جو بازتري باشد خشنودي كاركنان بيشتر ميشود و ميزان بازدهي آنان افزايش مييابد. جو باز موجب افزايش عملكرد سازماني و جو بسته با كاهش آن در ارتباط است. همچنين ميزان خلاقيت علاوه بر اينكه در مدارس با جو باز بيشتر است در خانوادههايي كه داراي جو عاطفي دموكراسي ميباشند و از هر جهت براي پرورش افراد خلاق مؤثرترند نيز به چشم ميخورد، بنابراين ميزان خلاقيت دانشآموزان تا حد زيادي به جو مطلوب مدارس بستگي دارد كه شناخت و ايجاد آن نيز برعهده مديران مدارس است. مفهوم اصطلاحات جو باز و بسته از نظر محقق اين است كه جو باز ميزان بالاي سوقدهي و سرزندگي در يك محيط و به عبارتي محيطي مطلوب در مدرسه است. جو بسته نيز در مقابل جو باز قرار ميگيرد و به معني محيطي خشك و خستهكننده است. |
بازسازي تمدن از وظايف دايمي جوامع بشري است. قرآن از بشر مي خواهد تا در آباداني زمين و بهره گيري از همه مواهب زميني تلاش كنند. آباداني به عنوان وظيفه شرعي و تكليف الهي براي انسان ها معرفي شده و به عنوان يكي از راهبردهاي اساسي در دستور كار آنها قرارگرفته است.
انسان به عنوان خليفه الهي در زمين مأموريت يافته تا زمين را مديريت كرده و با عناصر وجودي خويش، آن را به سوي هدف اصلي آفرينشش هدايت كند. عناصر وجودي كه در ذات انسان سرشته شده به گونه اي است كه مي تواند همه اهداف مورد نظر خداوند را برآورده سازد و برخلاف تحليل و پيش بيني ديگراني چون فرشتگان، از اين توان برخوردار مي باشد كه به عنوان ربوبيت طولي عمل كرده و هر موجود و عنصر زميني را به درست ترين شكل بهره برداري كنند و به كمال شايسته و بايسته خود برساند.
اين مأموريت راهبردي بشر به شكل فرهنگ و تمدن بروز و ظهور مي يابد. آن چه را كه ما در اصطلاح زباني خود از آن به فرهنگ و تمدن ياد مي كنيم در حقيقت همان مأموريت بشري است. تمدن شكل تجسمي همان فرهنگ متعالي است كه بشر در زمان دست يابي به شكوفايي و رشد به دست مي آورد و به صورت عناصر عيني و تجسمي آشكار مي سازد. از اين جوامع با فرهنگ، داراي تمدن هاي پيشرفته و متعالي هستند كه نمود عيني آباداني زمين مي باشد.
زمين با عناصر تمدني، آباد مي شود و هر يك از عناصر و موجودات آن به دست آدمي پرورانده مي شوند و به كمال شايسته خويش دست مي يابند. بر اين اساس بازسازي تمدني و فرهنگ، مأموريت دايمي و هميشگي بشر دانسته شده است. بازسازي فرهنگي و تمدني به معناي آن است كه بشر در شكل جوامع و ملت هاي همسو و همدل و همگرا مي بايست همواره مواردي را كه مطلوب نيست و يا مطلوبيت خود را در شرايط خاص از دست داده بازنگري و بازسازي كند و آن را متناسب با شرايط، سامان دهي نمايد.
بازسازي فرهنگي و تمدني همانند فرهنگ سازي و تمدن سازي، امري دشوار است، اما به جهاتي اين دشواري كم تر مي باشد؛ زيرا در طول تاريخ تمدني بشر، مجموعه هاي مهم و پشتوانه هاي بسياري فراهم آمده كه مي تواند براي هر ملتي مفيد و سازنده باشد و با بهره گيري از آن، متناسب با شرايط نوشونده و نيازهاي تازه و جديد عمل كرده و پاسخ هاي درخور و شايسته به مأموريت راهبردي خود در قبال هستي و زمين و زمان دهد.
نوآوري به معناي ايجاد چيزهاي نوين براي پاسخ گويي به نيازهاي جديد و يا قديمي در شكل نو و ابتكاري است. نوآوري زماني مي تواند مفهوم و معناي درستي يابد كه ارتباط صحيح و كاملي ميان نوآوري ها و اهداف و راهبردهاي هر جامعه و يا شخص وجود داشته باشد. به اين معنا كه هر نوآوري نمي تواند مفيد و سازنده باشد بلكه حتي اگر در راستاي اهداف اصلي و راهبردي نباشد مي تواند بسيار زيانبار و خطرناك باشد. از اين رو گفته اند مطلق نوآوري، امري مفيد و سازنده نيست.
اين در حالي است كه مطلق شكوفايي، امري پسنديده ومفيد ارزيابي مي شود؛ زيرا شكوفايي به معناي آزادسازي و بهره گيري از همه سرمايه ها و نيروها و توان هاي فردي و يا جمعي است. اگر به گياهان توجه شود به خوبي اين معنا درك مي شود كه آنها از توان و نيرويي كه ذخيره ساخته اند به خوبي بهره مي گيرند و به شكل غنچه هاي زيبا آن را شكوفا ساخته و در نهايت گل ها و ميوه هاي زيبا و مفيدي را به هستي و جهان ارايه مي دهند. بنابراين مي توان گفت كه ارتباط تنگاتنگي ميان سرمايه هاي فرهنگي و تمدني و شكوفايي وجود دارد. اين بدان معنا خواهد بود كه شخص و يا جامعه اگر بخواهد معناي شكوفايي را در خود و جامعه بروز و ظهور دهد مي بايست از عناصر و سرمايه هاي وجودي خود بهره گيرد. اين گونه است كه هرگونه گسست فرهنگي و تمدني مي تواند بسيار آسيب زا باشد و جلوي شكوفايي را بگيرد. عناصر فرهنگي و تمدني هر ملتي سرمايه هاي آن ملت است كه با استفاده از آن مي تواند در مسير تعالي و تكامل گام بردارد. هرگاه ملت و جامعه اي به خوبي و درستي از سرمايه هاي اندوخته در طول تاريخ خويش بهره گيرد به سادگي مي تواند بسياري از پرسش ها و نيازهاي خود را پاسخي در خور دهد.
از اين جاست كه نقش سازنده ارزش ها و اصول در بازسازي فرهنگي و تمدني آشكار مي شود. به اين معنا كه هر جامعه و ملتي براي دست يابي به اهدافي كلان گرد آمده و بر اساس اصول ارزشي خاصي شكل يافته اند، اين اصول ارزشي هستند كه ملت را در كنار هم قرارداده و انگيزه اصلي همدلي و همگرايي و همسويي مردم شده است. بنابراين عناصر فرهنگي در حقيقت به معناي عناصر رواني و روحي هر جامعه است و بي آن جامعه و ملت همانند جسدي مي شود كه روح از آن بيرون رفته است. عناصر فرهنگي و اصول هاي ارزشي هر جامعه اي در حقيقت روح و جان كالبد ملت و تمدن هاي ملي و يا فراملي است. عناصر فرهنگي و اصول ارزشي است كه به سازه هاي بشري معنا و مفهوم مي دهد. هر ابزار و سازه تمدني چون تلويزيون و يا راديو و رايانه، زماني معنا و مفهوم مي يابد كه عناصر فرهنگي و بهره گيري از آن شناسايي شده و به درستي به كار گرفته شود؛ وگرنه چيزي بي ارزش و بي معنا خواهد بود.

جوامع در پناه عناصر فرهنگي معنا و مفهوم مي يابند و اصول ارزشي و فرهنگي در حقيقت جان تمدن هستند.
از اين رو در بازسازي تمدني مي بايست اين مسئله مورد توجه قرارگيرد كه اين بازسازي به دور از اصول ارزشي انجام نشود تا گسست فرهنگي پديدار نگردد.
بازسازي فرهنگي نيز مي بايست اين گونه باشد و عناصر فرهنگي كه مورد بررسي و تحليل و تغيير قرارمي گيرد مي بايست با توجه به اصول اساسي و اصلي فرهنگي انجام شود و از هرگونه تضادي با آن در امان ماند وگرنه هرگونه بازسازي فرهنگي در بيرون از چارچوب هاي اصول اساسي مي تواند به گسست فرهنگي همانند گسست نسلي بيانجامد كه پيامد آن چيزي جز فروپاشي تمدني نخواهد بود.
همان گونه كه در شكوفايي نياز است تا شخص و جامعه از همه سرمايه هاي وجودي و دارايي هاي خود بهره گيرد و آن را به منصه ظهور برساند و از آثار و پيامدهاي سازنده آن بهره مند شود همينطور مي بايست در نوآوري ها عناصر اصلي و اصول ارزشي را حفظ كند تا جلوي هرگونه گسست تمدني و فرهنگي گرفته شود و ارتباط ميان گذشته با آينده گردد.
مي توان گفت تنها آن نوآوري براي تمدن ها و ملت ها مفيد و سازنده است كه براساس اصول ارزشي و فرهنگي باشد؛ زيرا جوامع براساس اصول اساسي شكل گرفته كه خاستگاه آن عقل مستقل، عقلانيت جمعي و اصول ارزشي وحياني است كه از آن به دين تعبير مي كنند. در حقيقت جوامع بشري براساس نيازهاي جمعي شكل گرفته و براي دست يابي به اهدافي عقلاني و عقلايي چون عدالت، آرامش، امنيت، آسايش، آزادي و قانون گرايي و مانند آن ايجاد شده است.
بشر داراي تفاوت هايي در روش هاي دست يابي و تنظيم اهداف ابتدايي، مياني و غايي است كه اين امر تفاوت هاي فرهنگي را سبب مي شود. اين تفاوت هاي فرهنگي البته متاثر از عوامل مختلفي چون شرايط محيطي و جغرافيايي و نيازهاي زماني و مكاني است، بنابراين، برخي از ويژگي هايي از اين دست خود را بر فرهنگ و ارزش هاي فرهنگي تحميل مي كند كه ناديدن آن ها يا ناديده گرفتن آن ها مي تواند بسيار خطرناك و زيانبار باشد.
آن چه ملتي را از ديگر ملت ها و جوامع متمايز مي كند همين تفاوت هاي فرهنگي است. به عنوان نمونه در مناطقي كه چهار فصل وجود ندارد و آب و هواي آن دو فصلي است نمي توان از اين مسئله سخن گفت و متأثر از آن بود. در حالي كه در مناطقي كه آب و هواي آن چهار فصلي است فرهنگ هايي براساس اين اختلاف آب و هوائي پديد مي آيد و نيازهاي خاصي را مي طلبد كه تمدن به آن ها به شكل تجسمي پاسخ مي دهد.
از اين رو برخي از ارزش هاي فرهنگي خاص و نيازهاي تمدني خاص پديد مي آيد و اين در حالي است كه در جوامع ديگر و يا مناطق فرهنگي و تمدني ديگر نمي تواند معنا و مفهوم درستي يابد و امري لغو و بيهوده است.
اين دسته از ارزش ها هر چند كه نمي تواند به عنوان ارزش هاي فرهنگي و تمدني بشري قلمداد گردد ولي تمدن و فرهنگ ها را تحت تأثير خود قرار مي دهد و نمي توان به سادگي از كنار آن ها گذشت. اين گونه است كه مي بايست به اين دسته از ارزش هاي تمدني و فرهنگي نيز توجه كافي مبذول داشت و در بازسازي تمدني و فرهنگي از آن غافل نشد.
هر نوآوري و بازسازي فرهنگي و تمدني مي بايست در چارچوب و محوريت اصول ارزشي جامعه و ملت باشد تا بتواند افزون بر مفيد بودن، تأثير كاملي را به جا گذارد و موجبات شكوفايي و پيشرفت تمدني جامعه را فراهم سازد.
در آيات قرآني از مسئله نوآوري به دو شكل سخن به ميان آمده است. قرآن با آن كه مردم را به رشد و تعالي از طريق بهره گيري ازهمه دانش ها و علوم اكتسابي و علوم تجربي و حسي دعوت مي كند و حتي خود در حوزه قوانين همواره از قوانين تازه و متناسب با شرايط زماني و مكاني جوامع سخن مي گويد و قوانين را به دو دسته ثابت و متغير بخش كرده و حتي منطقه فراغي را براي برخي از قوانين و يا در حوزه شكلي و روشي ارايه مي دهد، با اين همه از هرگونه بدعت و نوآوري در بيرون ازچارچوب هاي اصول و ارزش هاي راهبردي باز مي دارد.
اين بدان معناست كه هر نوآوري تمدني نيز مي بايست در حوزه ارزش هاي راهبردي جامعه و ملت باشد تا بتواند از هرگونه گسست ميان عناصر تمدني با عناصر فرهنگي جلوگيري نمايد.
به اين معنا كه نوآوري ها در حوزه فناوري ها و عناصر تمدني مي بايست در چارچوب عناصر فرهنگي پذيرفته شده عقلي و عقلايي و شرعي باشد تا بتواند رشد و تعالي انساني را به دنبال داشته باشد؛ زيرا هرگونه گسست ميان عناصر فرهنگي و نوآوري تمدني مي تواند تمدن را بي روح گرداند و آن را به كالبدي بي جان تبديل كند كه نتواند نيازهاي واقعي بشر و يا جامعه و ملتي را برآورده سازد. فرهنگ مي بايست در همه سازه هاي تمدني و نوآوري هاي فيزيكي، خود را نشان دهد تا ارتباط كامل ميان عناصر فرهنگي و فن آوري ها و نوآوري هاي تمدني كمال بشري را رقم زند.
قرآن در آيات بسياري بدعت و نوآوري هايي را كه بيرون از چارچوب و محور اصول ارزشي و فرهنگي باشد به عنوان نوآوري هاي زيانبار قلمداد كرده و از امت اسلام خواسته است تا از آن پرهيز كنند.
قرآن حتي يكي ازماموريت ها و وظايف پيامبران و به تبع آن دولت اسلامي را مبارزه با هرگونه بدعت هايي برمي شمارد كه با عناصر عقلاني و عقلايي و وحياني در تضاد است و برخاسته از اوهام و خيالات و خرافات مي باشد و يا موجب مي شود تا آدمي نتواند ازمواهب طبيعت بهره گيرد و يا از ماموريت آبادسازي و تمدن سازي زمين باز ماند. (اعراف آيه 32 و نيز انعام، آيات 143- 145 و 148 و 150)
قرآن از بشر مي خواهد كه نوآوري هايش در چارچوب اصول ارزشي و فرهنگي درست باشد و در هر زمينه چه روشي و يا شكلي و حتي در برخي ازمحتوا اگر نوآوري دارد مي بايست از اصول كلي ارزشي بيرون نباشد تا بتواند براي شخص و جامعه و زمين مفيد و سازنده باشد.

چنان كه گفته شد ماموريت بشر در زمين آباداني است و خداوند به صراحت مي فرمايد: هو الذي انشاكم من الارض و استعمركم فيها (هود آيه 61) او خداوندي است كه شما را از زمين ايجاد كرد و براي آباداني در زمين به كارگرفت. اين حقيقت به معناي آن است كه ماموريت بشر در زمين و هدف از آفرينش انسان در آن ماموريت، تمدن سازي است. به عبارت ديگر يكي از ماموريت هاي بشري آن است كه زادگاه خويش را كه زمين است آباد گرداند و آباداني زمين به اشكال مختلف انجام مي شود كه يكي از آن ها تمدن سازي و بهره گيري از عناصر زميني براي سازه هاي خلاقانه و ابتكاري بشر است.
از آن جايي كه ماموريت بشر از سوي خداوند تمدن سازي بيان شده مي بايست همه عناصر و مولفه هاي مورد نياز براي اين ماموريت در وي نهادينه شده باشد و آدمي طوري سرشته شود كه بتواند اين ماموريت را با ابزارها و توانايي هاي ذاتي خويش به سرانجام خوش برساند. از اين رو در آدمي همه عناصر مورد نياز و در زمين همه ابزارها و مواد خام براي اين كار فراهم آمده است. آن چه در آدمي به صورت فردي و جمعي سرشته شده، به عنوان اسما و نام هاي الهي، خوانده شده است. اين گونه است كه آدمي، خلاق و مبتكر و معلم و مبدع و مانند آن مي باشد.
اين توانمندي ها در يك فرآيند زماني و هم چنين رشدي به بلوغ و كمال مي رسد و شخص مي تواند از آن ها براي دست يابي به نيازهاي فردي و جمعي بهره گيرد. از اين مسئله در روان شناسي به شكوفايي ياد مي شود و خودشكوفايي اصطلاحي است كه به معناي بهره گيري شخص از همه سرمايه هاي ذاتي مي باشد.
در حوزه اجتماعي و تمدني نيز مي بايست هر جامعه اي از همه عوامل دروني و بيروني و سرمايه هاي ذاتي و جمعي و عناصر موجود در محيط زيست خويش بهره گيرد تا بتواند به تمدني با روح فرهنگ سازنده دست يابد.
اين ها بخشي از مسئله است كه در اين نوشتار بدان اشاره شده است. مباحث زيادي در اين حوزه مطرح است كه در فرصتهاي ديگر قابل طرح مي باشد.
۲۹ فروردين، روز ارتش مبارك
پيشرفت و ادامه حيات هر جامعه اي مرهون نوآوري افراد آن جامعه و شكوفايي در عرصه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، نظامي و... است. نگاهي به دستاوردهاي بشر و سير زندگي او بر روي كره خاكي، درك اين واقعيت را به راحتي امكان پذير مي سازد و مشخص مي شود جوامعي كه در اين زمينه تلاش و كوشش بيشتري داشته اند نسبت به ساير جوامع از پيشرفت و تكامل فرهنگي و تمدني بهتري برخوردار بوده اند. تاكنون تعاريف متعددي از مفاهيم نوآوري ارائه شده كه هر كدام از ديدگاه خاصي بوده و محصول پارادايم (چارچوب نگرشي) منحصربه فردي مي باشد. پدر علم مديريت نوين (پيتر دراكر) نوآوري را به عنوان تغييري كه جنبه جديدي از عملكرد را خلق مي كند تعبير كرده است. رابينز مي گويد: نوآوري عبارت است از فرايند اخذ ايده اي خلاق و تبديل آن به محصول يا خدمت مفيد يا روش موثر عملياتي؛ زماني كه مديران در مورد تغيير سازمان هاي خود صحبت به ميان مي آورند و اعلام مي كنند كه در جهت خلاق تر كردن سازمان خود تلاش مي نمايند، منظورشان همان نوآوري است. دو تن از انديشمندان مسائل خلاقيت و نوآوري نيز مي گويند: نوآوري عبارت است از فرايند توسعه و ارائه ايده هاي بديع و نويني كه احتمالاسودمند است.
با توجه به موضوع اين مقاله كه نوآوري در زمينه نظامي و پيشرفت كشورمان در اين حيطه خاص است و مي خواهيم نوآوري نيروهاي خلاق و مبتكر ارتش جمهوري اسلامي ايران را طي دوران دفاع مقدس و لزوم ادامه اين گونه فعاليت ها و بلكه تسريع در آن را با توجه به فرمايش مقام معظم رهبري در آغاز سال جديد بررسي كنيم، با نگاهي به تاريخچه نوآوري نظامي در جهان وارد مبحث اصلي مي شويم.
اگر تاريخچه نوآوري در امور نظامي را از گذشته تاكنون مورد بررسي قرار دهيم، متوجه خواهيم شد كه نوآوري در جنگ ها نقشي كليدي را ايفا كرده است و ارتش هايي در سطح دنيا بوده اند كه به رغم اينكه دشمنانشان از تكنولوژي نظامي بسيار بالايي برخوردار بوده و تفوق تكنولوژيك داشته اند، اما با نوآوري و خلاقيت نيروهاي انساني آنان و تغيير قواعد توانسته اند بر دشمنان خود فائق شوند و نتيجه نبرد را به نفع خود رقم بزنند. نمونه بارز اين واقعيت را مي توان در جنگ هاي پيامبر گرامي اسلام(ص) با مشركان مانند غزوه بدر، غزوه خندق و... مشاهده كرد و نمونه هاي متعدد ديگري را در جنگ هاي طول تاريخ جهان يافت. اما بي شك در طول دوران هشت سال دفاع مقدس و مقابله دليرانه نيروهاي جمهوري اسلامي ايران با نيروهاي متجاوز عراقي نيز با توجه به مسائل بين المللي آن زمان و حمايت همه جانبه تعدادي از كشورهاي قدرتمند جهان از عراق و وقوع انقلاب اسلامي در ايران و آماده نبودن نيروهاي نظامي كشورمان، نوآوري و خلاقيت فرماندهان و نيروهاي نظامي تحت رهبري هوشمندانه رهبر كبير انقلاب اسلامي، امام خميني(ره) بود كه زمينه هاي پيروزي و موفقيت مقتدرانه آنان را در عمليات هاي متعدد فراهم كرد. در آن دوران، نيروهاي جمهوري اسلامي ايران با توكل به خداوند، اعتماد به نفس بالاو برخورداري از قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري خود، توانستند در زمينه هاي سازماندهي، فرماندهي، اطلاعات رزمي، طرح مانور، تاكتيك و... نوآوري و ابتكار عمل داشته باشند و امكان تحركات نظامي با هر مقياس را در مناطق مختلف جغرافيايي كشور امكان پذير كنند.
نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران از فرماندهان تا پايين ترين رده آنان با نوآوري و ابتكار عمل خود در ابعاد مختلف نظامي (تجهيزاتي، نيروي انساني و تاكتيكي)، پيروزي هاي درخشاني را به دست آوردند كه نمونه هاي زيادي از اين نوآوري را مي توان در بررسي حماسه آفريني هاي فرماندهان و نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران مشاهده كرد.
شهيد سپهبد علي صيادشيرازي فرمانده نيروي زميني ارتش با نوآوري خود در نحوه فرماندهي نيروهاي نظامي در مقاطع حساس جنگ و استفاده مناسب از نيروي انساني،نوآوري در آموزش تاكتيك عبور از منطقه خطر در شرايط محاصره دشمن، نوآوري در پاكسازي شهرهاي اشغال شده توسط عناصر ضدانقلاب و نيروهاي عراقي، شرايط و زمينه هاي دستيابي نيروهاي جمهوري اسلامي ايران به پيروزي هاي غرورآفرين مانند عمليات فتح المبين و... را فراهم مي كند.(1)
شهيد سرلشكر منصور ستاري فرمانده نيروي هوايي ارتش با نوآوري و ابتكار عمل خود در نحوه كنترل آتشبار موشك هاك در جريان عمليات بيت المقدس كه اتاق كنترل اين آتشبار از كار مي افتد و مشاهده هواپيماهاي دشمن از طريق دستگاه اسكوپ (صفحه نشان دهنده رادار) باعث سرنگوني بسياري از هواپيماهاي دشمن و فراهم شدن زمينه پيروزي نيروهاي جمهوري اسلامي ايران در آن عمليات مي شود.(2)
شهيد سرلشكر حسن آبشناسان فرمانده نيروهاي چريكي در مناطق عملياتي جنوب و غرب، با نوآوري خود در نحوه جنگيدن با دشمن ايده انجام عمليات چريكي (نامنظم) را با توجه به اوضاع و احوال مناطق جنگي و تجهيزات و نفرات دشمن ارائه مي كند.(3) او به خوبي دريافته بود كه بهره گيري از جنگ نامنظم عليه دشمن متجاوز از كارايي بالايي برخوردار خواهد بود. بنابراين با طرح اين ايده و آموزش اين شيوه جنگي به افراد باعث پيروزي هاي درخشاني براي نيروهاي جمهوري اسلامي ايران طي عمليات هاي مختلف شد.
شهيد سرلشكر خلبان مصطفي اردستاني كه يكي از فرماندهان و خلبانان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران دردوران دفاع مقدس بود، با نوآوري خود در نحوه بمباران مناطق، نيروها و تجهيزات دشمن باعث نابودي و شكست دشمن در بسياري از مناطق عملياتي مي شود. او با توجه به اينكه نيروهاي عراقي داراي موشك سام 6 بوده اند و با اين موشك، هواپيماهاي جمهوري اسلامي ايران را در ارتفاع بالابه راحتي منهدم مي كرده اند، طرح ابتكاري بمباران در ارتفاع پست (لاوبمبينگ) را ارائه مي دهد و با به كارگيري اين روش پيروزي هاي درخشاني براي خلبانان جمهوري اسلامي ايران به دست مي آيد.(4)
شهيد سرلشكر مسعود منفرد نياكي فرمانده لشكر 92 زرهي اهواز با نوآوري خود در نحوه عبور از ميدان مين در جريان عمليات بيت المقدس و عبور نيروهاي جمهوري اسلامي ايران از ميدان مين پيش روي خود زمينه پيروزي آنان را در اين منطقه عملياتي فراهم مي كند.(5)
شهيد سرلشكر ولي الله فلاحي فرمانده نيروي زميني ارتش با نوآوري خود در نحوه عبور از اراضي رملي جلگه خوزستان كه با آگاهي از محدوديت قدرت مانور دشمن در اين اراضي ارائه مي دهد، باعث مي شود كه نيروهاي جمهوري اسلامي ايران با عبور از اين اراضي عمليات طريق القدس را كه منجر به آزادسازي شهر بستان و بيش از 600 كيلومترمربع از مناطق اشغالي پس از بررسي هاي لازم در منطقه طرح ريزي و اجرا كنند. همچنين آن بزرگوار پس از عمليات تپه چشمه در فروردين ماه 1360 جهت اجراي عمليات بعدي (فتح المبين) طرح ابتكاري حفر كانال در زير كانال هندلي عراق را ارائه مي دهد و طرح ريزي مي كند كه اجراي اين طرح در جريان عمليات فتح المبين (فروردين ماه 1361) باعث پيروزي و موفقيت كامل نيروهاي جمهوري اسلامي ايران مي شود.(6)
شهيد سرتيپ خلبان جوادفكوري با نوآوري در زمينه استفاده از موشك هوا به زمين (ماوريك) متعلق به هواپيماي اف-4 به جاي موشك (تاو) بالگرد به دليل كمبود موشك تاو براي بالگردهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران و همچنين طرح ابتكاري در اجراي عمليات 140 فروندي توسط خلبانان ارتش به فاصله فقط 10 ساعت از حمله رژيم عراق به كشورمان و طرح هاي ابتكاري ديگر باعث زمينگير شدن نيروهاي مهاجم عراقي و پيروزي هاي درخشان نيروهاي جمهوري اسلامي ايران مي شود.
نمونه هاي بسياري از اين موارد در حماسه آفريني هاي ساير فرماندهان و نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران طي دوران دفاع مقدس مشاهده مي شود كه الحمدالله با پايان يافتن جنگ و شروع دوران سازندگي نيز نيروهاي ارتش در بخش هاي مختلف زميني، هوايي و دريايي با تلاش و كوشش و نوآوري خود در مسير پيشرفت و شكوفايي كشور گام برداشته اند و اكنون تحت رهبري مدبرانه مقام معظم رهبري و با توجه به فرمايش آن بزرگوار بر امر نوآوري و شكوفايي در كشور همه افراد اين نيروي دلير و استوار جمهوري اسلامي ايران هرچه مصمم تر و باتوان بيشتر راه پيشرفت و شكوفايي را خواهند پيمود.
پي نوشتها:
-1 ناگفته هاي جنگ، احمد دهقان، نشر شاهد، 1381
-2 پاكباز عرصه عشق، انتشارات سازمان عقيدتي سياسي ارتش، 1380
-3 شير صحرا، عليرضا پوربزرگ، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1382
-4 اعجوبه قرن، انتشارات عقيدتي سياسي نيروي هوايي ارتش، 1377
-5 ردپاي پير، عليرضا پوربزرگ، انتشارات خادم الرضا(ع)
-6 امير خستگي ناپذير، احمد حسينيا، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي و همچنين سيري در جنگ ايران و عراق، محمد دروديان، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
مطالب كوتاه و مختصري را در زمينه نامگذاري امسال
۱- نامگذاري سال ها در جهان، امر بي سابقه اي نمي باشد به عنوان مثال مجمع عمومي سازمان ملل براي هر سال نامي را بر مي گزيند و اين مهم از سال 1975 به صورت يك رويه انتخاب و تاكنون نيز ادامه داشته است. سال كودك، سال زنان، سال حقوق بشر، سال گفتگوي تمدن ها و ... از جمله اين نامگذاري ها به شمار مي آيد. به تعبير يكي از همكاران مطبوعاتي، گاهي اوقات سازمان ملل پيشاپيش نيز به نامگذاري اقدام مي كند. مثل زماني كه اين سازمان براساس پيشنهاد يونسكو در سال 2005، در اواخر سال 2007، سال 2009 را “سال نجوم” ناميده و اهداف و برنامه هايي را نيز به همين مناسبت پيش بيني كرده و تدارك ديده است.
بنابراين نامگذاري سال ها چيز عجيبي نبوده و مراكز معتبر جهاني نيز به اين ا مر اعتقاد داشته و دارند و تاكنون در اين مسير گام هاي موثر و مفيدي برداشته اند تا به اهداف از پيش تعيين شده نايل آيند.
۲- نوآوري و تحول يكي از مولفه هاي قدرت در قرن بيست و يكم محسوب مي شود و در جهان پرشتاب امروز و كاروان بشري هر مردمي و هر ملتي كه در مسير حركت خود نوآوري و تحول داشته است قادر بوده به درجه اي از رشد و شكوفايي برسد. نبايد ترديد نمود كه نوآوري مقدمه و شرط لازم براي شكوفايي است و با نگاه تيزبين به تمدن هاي بشري چه در گذشته و چه درحال، در مي يابيم كه ريشه هاي تمدن ها بر پايه نوآوري شكل گرفته است و اگر امروزه علم و تكنولوژي و دانش روز مولفه قدرت قرار مي گيرد به خاطر بدايع و پيچيدگي هايي است كه در نوآوري ، خود را نشان مي دهد.
۳- رهبري معظم انقلاب به درستي به موضوع مهم و استراتژيك شكوفايي توجه كرده و آن را هدف هم ارز نوآوري در سال 87 قلمداد نموده اند.
پيام نوروزي 87 حضرت آيت الله خامنه اي عميقا قابل درك است و به اين نكته اساسي كه شكوفايي محصول پياده شدن صحيح يك فرايند است و نمي توان با دستور و فرمان، حصول شكوفايي را خواستار شد توجه داشته اند. و اين بدان معني است كه نمي توان با دستور و فرمان، كشور را به شكوفايي رهنمون ساخت بلكه اگر فرايند هاي تمهيد شده، دقيق، هوشمندانه و كارشناسي شده باشند و به درستي از سوي مجريان صالح اجرا شوند مي توان انتظار پديد آوردن شكوفايي را داشت.
۴- هر ملتي كه مي خواهد در عرصه نوآوري و شكوفايي وارد شود و وظيفه خود را به عنوان بخشي از جامعه بشري انجام دهد و را ه هاي بهره مندي خود را از زندگي مطلوب تر فراهم كند، چاره ا ي جز تلاش و توليد انديشه و فكر ندارد.
براي اينكه جامعه اي بتواند به مرحله شكوفايي و نوآوري برسد به يك سلسله مقدمات اجتماعي، فرهنگي، سياسي، علمي و اقتصادي نيازمند است و اگر اين مقدمات تدارك ديده نشده باشد به راحتي نمي توان به يك نوآوري دست يافت و يا به شكوفايي رسيد.
۵- اگر به عمق سخنان حكيم فرزانه انقلاب دقيق شويم، پيام عمده آن، اين است كه كشور بايد پيشرفت داشته و اين پيشرفت بايد ناظر به حركت علمي، اقتصادي و فرهنگي ساير كشورها باشد. دولت ها و ملت هاي ديگر ساكن و بي حركت نمانده اند. مردم دنيا در حال پيشرفت هستند. اگر قرار است ايران به قدرت برتر منطقه تبديل شده و يكي از كشورهاي پيشرفته و مقتدر دنيا شود، بايد شتاب اين حركت را بيشتر نمود تا مسير و پيشرفت براي جامعه ما كوتاه تر گردد. و صد البته مردم ما پيشرفتي را طلب مي نمايند كه با عدالت همراه باشد، زيرا ايده مكتب گرانقدر اسلام پيشرفت همه جانبه در عين تحقق روزافزون عدالت است.
نگارنده اعتقاد راسخ دارد كه پيشرفت بدون عدالت، فاصله طبقاتي را افزايش مي دهد و عدالت بدون پيشرفت، توزيع فقر است. بنابراين نظام ديني مبتني بر مكتب اسلام، هميشه در پي پيشرفت و عدالت بوده و هيچ گاه له شدن فقرا زير چرخ توسعه را تجويز و تائيد ننموده است.
بار ديگر نگارنده تاكيد مي نمايد كه كشور راهي جز پيشرفت همراه با عدالت ندارد و حركت در اين مسير در درجه اول نيازمند اعتماد به نفس ملي و نوآوري در مديريت كلان كشور است. بايد براي تمام استعدادها و ظرفيت هاي موجود، امكان مساوي و برابر فراهم كرد تا با پشتيباني ملت كارهايي كه طي سال هاي گذشته در اين كشور صورت گرفته به شكوفايي برسد.
۶- مسئولين، موتور حركت بحث شكوفايي و نوآوري در كشور هستند. حركت در اين مسير بايد با مسئولين شروع شود، مسئولين بويژه قوه مجريه بايد در سايه برنامه ريزي و سياستگذاري در جهت هماهنگي بخش هاي مختلف تلاش كنند.
با عنايت به توضيح چند سطر فوق تحقق نوآوري و شكوفايي در سال جديد بهره گيري دولت از همه ظرفيت هاي خود و بخش خصوصي بدون تنگ نظري، ضروري است. راقم اين سطور سفارش مي نمايد در اين مسير بايد تنگ نظري ها و احتياط هاي غير لازم كنار گذاشته شود و با گشاده رويي و استقبال از همه توانمندي ها، راه شكوفايي گشوده گردد. به صراحت به مردم عزيزمان مي گوييم با داشتن نيروي انساني جواني كه داريم، در سايه مباني انقلاب اسلامي مي توانيم به مدارج شكوفايي و نوآوري نايل شده و در اين زمينه به خودباوري برسيم، چنانچه در طول سه دهه از عمر انقلاب اسلامي اين موضوع را بارها به اثبات رسانده ايم و اكنون در آغاز دهه چهارم از عمر انقلاب اسلامي، كه فضاي كشور را فضاي نوآوري و شكوفايي فرا گرفته است؛ همه مسئولان موظف هستند تا با بهره گيري از امكانات مادي و معنوي كارهاي نو و ابتكاري و را ه هاي ميان بر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حكمت در فعاليت كشور وارد كنند تا كام مردم از ثمره اين تلاش ها شيرين شود
۷- سال 87 با قدري تسامح، سال پاياني دولت نهم است. سال آينده سال انتخابات دوره دهم رياست جمهوري است، بايد دولت نهم در سال 87 نتيجه اقدامات، تلاش ها و تدبيرهايش را به ظهور برساند. سال 87، سال آغاز به كار مجلس هشتم نيز هست، مجلسي كه بايد برنامه پنجساله پنجم كشور را از تصويب بگذراند و براي تحقق چشم انداز بيست ساله و اجراي هرچه بهتر اصل 44، اقدامات درخوري را انجام دهد. ضمن آنكه دولت دهم نيز در زمان مجلس هشتم حيات مي يابد.
و مقدمات آن در سال 87 رقم خواهد خورد. از اين منظر سال 87 براي مجلس شوراي اسلامي، سال “شكوفايي” است.
در خاتمه اظهار اميدواري مي شود؛
همه مسئولان در هر پست و منصبي كه هستند بايد در سال جاري تلاش نمايند دستگاه تحت مديريتشان به نوآوري و شكوفايي بيشتري دست پيدا كند. تا كشور عزيزمان در عرصه هاي بين المللي به پيشرفت هاي بيشتري دست يابد.
بايد بدانيم كه زمان، محدود است و خلاقيت و ابتكار نبايد در جلسات و تصميم گيري ها “تلف” شود و افرادي بخواهند با راه اندازي ستاد و تشكيلاتي “وقت” و “زمان” را هدر دهند بنابراين توجه جدي به “زمان” و “وقت”، خود يك نوآوري است و بايد از وقت كشي پرهيز گردد.
پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب حاوي توصيه ها و انتظاراتي است كه نقش اقشار گوناگون ملت ايران و مسئولان به خصوص اصحاب فكر وانديشه را در انجام مسئوليت خطير پيشرفت كشور مشخص مي كند.
لزوم چنين توصيه ها و انتظارات مهمي هنگامي اهميت خود را بيشتر نشان مي دهد كه طبق فرمايشات رهبري، مي بايستي پاسخگويي به آن را درحيطه تكاليف ديني و الهي به شمار آورد، از طرف ديگر هم امسال نظام جمهوري اسلامي سي امين سال حيات خود را تجربه مي كند و با اندوخته اي سي ساله در دفاع از استقلال و عزت ملي وحركت به سمت اعتلاي علمي و عملي در تمامي زمينه ها لازم است كه به موضوع نوآوري و شكوفايي در ابعاد مختلف جامعه توجه داشته باشد و بر تحقق كامل آن تلاش نمايد.
برآورد انتظارات رهبري
مقام معظم رهبري درپيام نوروزي خود دو انتظار را مطرح نمودند:«يكي از دو انتظار من درسال 1387، نوآوري در بخش هاي مختلف و دستگاه هاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي و خدماتي كشور از جمله در ديپلماسي، حركت به سمت علم و تحقيق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم، و در آباداني كشور است؛ انتظار دوم درسال جاري اين است كه فعاليت هايي كه درسال گذشته انجام شده و كارهايي كه دولت درسال هاي اخير انجام داده» به نتيجه و شكوفايي برسند و كام مردم از نتيجه اين فعاليت ها و تلاش ها شيرين شود، بنابراين امسال را سال «نوآوري و شكوفايي» مي نامم.»
براي ايجاد فضاي خلاقيت و نوآوري، روش هاي متعددي توسط صاحب نظران علوم تربيتي،آموزشي ارايه شده است.
«حسن زماني» نماينده مردم ملاير در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه مديران و مسئولان كشورمان بايد نوآور باشند، مي گويد:«نوآوري مسئولان بايد به شيوه اي باشد كه آثار آن در زندگي اقتصادي آحاد مختلف مردم به خوبي نمايان شود و همين امر سبب شود تا با مشكلات كمتري روبرو شويم، از همين رو مقام معظم رهبري سال 87 را با اين عنوان نامگذاري نمودند تا براي بهره گيري بيش از پيش از فرصت هاي سال جاري تلنگري به مسئولان باشد.»
زماني مي گويد:« با يك حركت معمولي نمي توان به اهداف كشور در زمينه نوآوري دست پيدا كرد بلكه اين مسئله نياز به تحقيقات كارشناسي و برنامه هاي مدون دارد و مسئولان بايد بسترساز نوآوري دركشورمان باشند.»
نقش مديريت درنوآوري
مديران و برنامه ريزان كشور درايجاد فضاي نوآوري و خلاقيت نقش مهم و موثري مي توانند داشته باشند كه بسترهاي ايجاد فضاي نوآوري توسط مديران مي تواند عوامل متعددي داشته باشد.
نماينده مردم ملاير درمجلس شوراي اسلامي دراين باره مي گويد:«مديران بايد از نوآوري برخوردار باشند و اگر اهل نوآوري نيستند، از كساني دراين زمينه بهره ببرند تا در اين راستا اطلاعات داشته باشند و بتوانند به كارهاي ناتمام جامه عمل بپوشانند و انتظار مطرح شده توسط مقام معظم رهبري را پاسخ دهند.»
وي نوآوري و شكوفايي را دو عامل مهم در تحول و پيشرفت ملت ها مي داند و مي گويد:« شكل گيري فرهنگ و تمدن ملي درهر سرزميني مرهون نوآوري و شكوفايي درزمينه هاي مختلف علمي، آموزشي، فرهنگي وخدمات اجتماعي است و اين مهم يك ضرورت و نياز اساسي درعصر حاضر محسوب مي شود، دراين مسير تمامي مسئولان، نمايندگان مجلس و آحاد مردم بايد زمينه تحقق پيشرفت و عدالت اجتماعي را فراهم كنند.»
درسال نوآوري خمودگي بي معناست
درفرهنگ معين واژه نو به معني تازه و جديد درمقابل كهنه و كهن مطرح شده و در لغت نامه دهخدا آنرا به معني عمل نوآور، ابتكار، ابداع و بدعت گذاري آورده است. اما در ادبيات مديريت واژه نوآوري از منظر اصطلاحي به معني فرآيند كسب انديشه اي خلاق و تبديل آن به محصول، خدمت يا يك روش عملياتي مفيد است، اما عموماً نوآوري محصول خلاقيت است و تا خلاق نباشيم نمي توانيم نوآور باشيم.
«علي بنايي» نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي مي گويد:«درسالي كه به نام سال نوآوري و شكوفايي از سوي مقام معظم رهبري نامگذاري شده است بايد با عمل مشكلات را رفع كرده و از بيان حرف ها بپرهيزيم، چرا كه بعد از گذشت 3 دهه از انقلاب، امروزه مردم انتظار دارند تا اثرات آن را ببينند و اين موضوع بايد با نوآوري به مردم ارائه شود.»
نماينده مردم قم مي گويد:«سال نوآوري و شكوفايي سالي است كه بايد مسئولان پاسخگوي نيازهاي مردم باشند و مشكلات آن ها را در تمام زمينه ها از جمله مشكلات اقتصادي، تورم و فرهنگي رفع كنند.»
نماينده مردم قم درمجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه نامگذاري امسال همراه با شادابي است، مي گويد:«نوآوري و شكوفايي به دور از خمودگي و ركود است و بايد مسئولان با بالندگي و تفكري جديد مشكلات را برطرف سازند، بايد حرفها را كنار گذاشت و درعمل به رفع مشكلات بپردازيم و در فعال سازي بالندگي درجامعه بيش از پيش بكوشيم.»
بنايي ضمن اشاره به حضور نيروهاي خلاق و توانمند درجامعه مي گويد:«نيروهاي بسيار خلاقي در سطح كشور فعاليت مي كنند كه بايد از قدرت آن ها استفاده كرد و با استفاده از تفكر جديد آن ها نوآوري را در اين عرصه نيز تجربه كرد.»
بنايي در پاسخ به اين سؤال كه درسال نوآوري و شكوفايي مجلس شوراي اسلامي چه نقشي خواهد داشت، مي گويد: «مجلس هشتم بايد در فعاليتهاي خود نوآوري هاي خوبي داشته باشد، چراكه اين مجلس حاصل دستاورد 7 مجلس گذشته است و از اين رو بايد با بهره گيري از تجربيات دوره هاي گذشته مجلس و با نوآوري و رويكردي تازه و نو در رفع مشكلات مردم و جامعه اسلاميمان تلاشي مضاعف داشته باشيم.»
نوآوري در دستيابي به سند چشم انداز 20ساله نظام
درسال جاري و با تحقق پيام نوروزي مقام معظم رهبري مبني بر نوآوري و شكوفايي مي توان گام هاي بلندي درخصوص دستيابي به اهداف تبيين شده سند چشم انداز 20 ساله نظام مقدس جمهوري اسلامي برداشت.
«محمدرضا كاشاني زاده» كارشناس امور اجتماعي و استاد دانشگاه مي گويد: «نوآوري و شكوفايي در ذات خود تلاش و جهاد مستمر براي رسيدن همه جانبه به قله هاي پيشرفت را نهفته دارند، ازطرفي هم انقلاب اسلامي دهه سوم خود را پشت سر مي گذارد يعني اينكه امروز ما با يك تجربه 30 ساله بايد به دنبال نوآوري در روش ها و شكوفايي در آرمان هاي اساسي انقلاب باشيم و اين انتخاب مقام معظم رهبري بسيار بجا و حساب شده مي باشد، چون مردم اين انتظار را از مسئولان دارند كه كشور را به سمت بهره گيري از تمام ظرفيت ها و امكانات سوق دهند.»
اين استاد دانشگاه به تحقق چشم انداز 20 ساله نظام در سايه نوآوري و شكوفايي اشاره مي كند ومي گويد:«به عقيده من اگر قرار است كه ما در آينده اي نزديك طلايه دار منطقه باشيم و حرف اول رادر تمامي زمينه ها بزنيم و حرفي براي گفتن داشته باشيم. بايد به تحقق هرچه سريعتر و بهتر سند چشم انداز 20ساله نظام توجه كنيم وبدون شك سند چشم انداز تحقق نمي يابد مگر اينكه ما از روحيه اي خلاقيت محور و نوآور در تمامي اركان كشور برخوردار باشيم، پس بنابراين بايد گفت كه نوآوري و شكوفايي مسير مارا براي رسيدن به اهداف سند چشم انداز هموارتر مي كند.»
خلاقيت و ابتكار با نيروهاي متخصص
توانايي و تخصص نيروي انساني مهمترين سرمايه ايجاد نوآوري در كشور محسوب مي شود. كارشناسان معتقدند دولتمرداني كه از نيروهاي انساني آموزش ديده و متخصص و كاردان استفاده مي كنند دولتمرداني توانمند با ارزش افزوده بالاهستند.
به بيان ديگر بايد گفت مسئولاني كه قادرند ديدگاه هاي ناشناخته به مسائل را با راه حل هاي منحصر به فرد ارتقاء دهند و همچنين مي توانند شيوه هايي نوين براي تبديل ايده هاي خلاق به نتايج مفيد را به كار برند، مسئولان نوآور و خلاق محسوب مي شوند.
يك مدير سينماي مستند مي گويد: «وظيفه اصلي نوآوري و شكوفايي بر دوش جوان هاي اين مملكت است، جوان ها پويا هستند و اين قابليت را دارند كه با جسارت بيشتري درعرصه نوآوري حضور پيدا كنند، اما دراين خصوص بايد ريسك پذيري را چندبرابر كرد، چون با احتياط دچار روزمرگي شدن نمي توان نوآوري و ابتكار و خلاقيت داشت.»
وي مي گويد: «بايد جوانان را در سال جديد به سمت خلاقيت و نوآوري حركت دهيم تا به دنبال جهش و انگيزه براي دستيابي به طرح هاي نو و شكوفايي در عرصه هاي علمي، فرهنگي و اقتصادي باشند. ازطرفي هم تحول و نوآوري در سيستم مديريتي كشور در هر زمينه اي ايجاد انگيزه درپيشرفت مي كند.»
جشنواره نوآوري و شكوفايي برگزار مي شود
مسئولان دولتي در سال نوآوري و شكوفايي برنامه هاي زيادي را در دست اقدام دارند، از جمله آنها برگزاري جشنواره نوآوري و شكوفايي است كه همزمان با سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي برگزار مي شود و قرار است از 30 نوآور و 30 مظهر شكوفايي تقدير شود.
صادق واعظ زاده، معاون علمي و فناوري رئيس جمهور در يك نشستي خبري از برگزاري اين جشنواره خبر داده و مي گويد: «براي اولين بار شمار بسيار زيادي از ابداعات و اختراعات نوآوران در يك محيط مناسب به متقاضيان سرمايه گذاري عرضه مي شود، دراين جشنواره همچنين نسبت به طرحهايي كه مبتني بر علم و فناوري به نتيجه نهايي رسيده به عنوان مظهر شكوفايي ملي اطلاع رساني خواهدشد. دراين جشنواره كه همزمان با سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي برگزار مي شود از 30 نوآور برجسته و از 30 مظهر شكوفايي تقدير ويژه به عمل مي آيد، ضمنا اين جشنواره علاوه بر مركز، در استان هاي كشور نيز برگزار مي شود.»
معاون علمي وفناوري رئيس جمهور با تاكيد بر اينكه نوآوري و شكوفايي محدود به عرصه علم و فناوري نمي شود، مي گويد: «نوآوري درهمه عرصه هاي اداري، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ضروري است، اميدواريم با توجه به هدف هايي كه ذكر شد سال جاري سال بسترسازي براي نوآوري مستمر و ممتد در همه زمينه ها و سال آغاز حركت هاي نوآورانه و بزرگ باشد.»
برگزاري چنين جشنواره هايي بدون شك مي تواند در تشويق جامعه خصوصا جوانان به سمت تحقق نوآوري و شكوفايي موثر و مفيد باشد، چرا كه اين قبيل اقدامات خود بسترساز خلاقيت و نوآوري در كشور اسلاميمان خواهد شد و جامعه جوان ايران را به اين سمت حركت مي دهد.
مسابقه بزرگ ايده هاي نو
اما در اين ميان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري هم دست به ابتكار و نوآوري زده و اقدام به برگزاري مسابقه بزرگ ايده هاي نو در حوزه هاي صنايع دستي، ميراث فرهنگي و گردشگري كرده است.
اسفنديار رحيم مشايي، رئيس اين سازمان دراين باره مي گويد: «به مناسبت نامگذاري سال جديد به نام نوآوري و شكوفايي، سازمان ما اقدام به برگزاري مسابقه بزرگ ايده هاي نو در سه حوزه ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري كرده و طي ماه هاي آتي زمان قطعي آن به اطلاع عموم مردم مي رسد و تمام كساني كه ايده هاي جديدي در زمينه توسعه گردشگري، حمايت از ميراث فرهنگي و توسعه صنايع دستي در كشور دارند مي توانند دراين مسابقه شركت كنند و احتمالااين مسابقه در يكي از شبكه هاي تلويزيوني كشورمان پخش خواهدشد، ضمنا ما همواره پذيراي افرادي هستيم كه طرح ها و ايده هاي جديدي براي توسعه بيشتر اين حوزه ها در كشور دارند.»
|
|
| .::مطالب پيشين::. |